تبلیغات
فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر مدیریت

درحال مشاهده: فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر مدیریت


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

واژگان مدیریت پروژه

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396
12:53
امیرحسین ستوده بیدختی
وقتی به تعریف واژگان استاندارد مدیریت پروژه می پردازیم عمدتاً راجع به موارد تکنیکی توضیح می دهیم. اینکه مسیر بحرانی چه معنی دارد یا اینکه ارزش کسب شده درست است یا ارزش افزوده (منظور معادل واژه انگلیسی Earned Value)؛ اما به مهمترین واژه هایی که در پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرند، اشاره ای نمی کنیم. واژه های عدالت، حق، ظلم و اینگونه عبارات که باعث و بانی موفقیت یا عدم آن در پروژه ها می شوند. یا رفتار یکی با یکی دیگر عادلانه نیست! یا اینکه پیمانکاری حق کارکنانش را می خورد! یا اینکه در هنگام پرداخت ها به همان پیمانکار ظلم شده است. اما بدون تعریف این دسته از واژگان کلیدی در محیط پروژه ها، تنها داستان ها و بلکه افسانه ها هستند که می مانند و هر یک از طرف های درگیر، به فراخور حال خود داستانی را از به حق بودن، عادل بودن و ظلم نکردن خودش تعریف می کند. اینک من تعاریفی را خدمت شما ارائه می کنم که فکر می کنم پرداختن به امور پروژه را برای تمامی ذینفعان راحت تر خواهد کرد.
همه چیز از تفاهم شروع می شود. این واژه که بر وزن تفاعل است به معنی "فهم متقابل" می باشد. یعنی اینکه دو طرف راجع به انجام موضوعی، که در مورد ما بخشی از محدوده پروژه است، ابتدا به درکی متقابل می رسند. تفاهم در قدم بعدی، تبدیل به توافق می شود. یعنی آنچه را که مورد درک مشترک قرار گرفته به اطلاع یکدیگر رسانده و در صورت احراز اطمینان از یکسان بودن درک، تصمیم به متعهد بودن به آن می گیرند. لذا توافق، "داشتن تصمیم به متعهد بودن نسبت به درک مشترک" می باشد. با داشتن این تصمیم، توافق در اکثر اوقات در پروژه ها، مکتوب می گردد که به آن قرارداد می گوییم. توافقات به عمل آمده و مکتوب شده در قرارداد برای اجرا در قالب برنامه خودنمایی می کند. لذا برنامه پروژه تبلور توافقاتی است که بین طرفین یک قرارداد به عمل آمده است. اما می رسیم به واژه کلیدی عدالت. عدالت رعایت توافقاتی است که براساس قرارداد در برنامه درج شده است. لذا عدالت یک خروجی مانند برنامه، یا یک مایل استون، مانند توافق، نیست بلکه یک فرآیند است که تا انتهای پروژه در حال انجام می باشد. اندازه عدالت به میزان تفاوت بین آنچه به وقوع می پیوندد و آنچه که توافق شده به وقوع بپیوندد می باشد. به زبان پروژه کاران، عدالت همان تفاوت بین وضعیت واقعی (actual) و برنامه است. هر چه این تفاوت کمتر باشد، عدالت بیشتر جاری شده است و برعکس آن نیز صادق است. لذا برای اینکه بخواهیم راجع به عدالت دعوا کنیم که برقرار است یا نه، و اینکه سینه چاک کنیم که ما حامی عدالت هستیم، باید توجه کنیم که عدالت، فعل رعایت توافق است. بنابراین بدون داشتن توافقی، رعایت عدالت بی معناست. اول باید طرفین راجع به هر محدوده ای که مورد نظرشان است، مانند محدوده پروژه، به تفاهم رسیده و راجع به آن توافق نمایند؛ آنگاه در دوران پایش پروژه، در مقایسه آنچه اجرا شده با آنچه که توافق شده، به میزان گسترش عدالت و عدالت محور بودن طرفین پی خواهند برد.
در انتها از تمامی خوانندگان تقاضا دارم در صورت امکان نظرات خود را پیرامون تعاریف فوق اعلام نمایند تا شاید به نوعی اجماع برسیم. فکر می کنم که در این صورت می توانیم این واژگان را نیز در قالب واژگان و تعاریف کلیدی در هر قراردادی گذارده و نگرانی های خود را در مورد نحوه تعامل بین ذینفعان برطرف کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



واژگان مدیریت پروژه

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396
12:53
امیرحسین ستوده بیدختی
وقتی به تعریف واژگان استاندارد مدیریت پروژه می پردازیم عمدتاً راجع به موارد تکنیکی توضیح می دهیم. اینکه مسیر بحرانی چه معنی دارد یا اینکه ارزش کسب شده درست است یا ارزش افزوده (منظور معادل واژه انگلیسی Earned Value)؛ اما به مهمترین واژه هایی که در پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرند، اشاره ای نمی کنیم. واژه های عدالت، حق، ظلم و اینگونه عبارات که باعث و بانی موفقیت یا عدم آن در پروژه ها می شوند. یا رفتار یکی با یکی دیگر عادلانه نیست! یا اینکه پیمانکاری حق کارکنانش را می خورد! یا اینکه در هنگام پرداخت ها به همان پیمانکار ظلم شده است. اما بدون تعریف این دسته از واژگان کلیدی در محیط پروژه ها، تنها داستان ها و بلکه افسانه ها هستند که می مانند و هر یک از طرف های درگیر، به فراخور حال خود داستانی را از به حق بودن، عادل بودن و ظلم نکردن خودش تعریف می کند. اینک من تعاریفی را خدمت شما ارائه می کنم که فکر می کنم پرداختن به امور پروژه را برای تمامی ذینفعان راحت تر خواهد کرد.
همه چیز از تفاهم شروع می شود. این واژه که بر وزن تفاعل است به معنی "فهم متقابل" می باشد. یعنی اینکه دو طرف راجع به انجام موضوعی، که در مورد ما بخشی از محدوده پروژه است، ابتدا به درکی متقابل می رسند. تفاهم در قدم بعدی، تبدیل به توافق می شود. یعنی آنچه را که مورد درک مشترک قرار گرفته به اطلاع یکدیگر رسانده و در صورت احراز اطمینان از یکسان بودن درک، تصمیم به متعهد بودن به آن می گیرند. لذا توافق، "داشتن تصمیم به متعهد بودن نسبت به درک مشترک" می باشد. با داشتن این تصمیم، توافق در اکثر اوقات در پروژه ها، مکتوب می گردد که به آن قرارداد می گوییم. توافقات به عمل آمده و مکتوب شده در قرارداد برای اجرا در قالب برنامه خودنمایی می کند. لذا برنامه پروژه تبلور توافقاتی است که بین طرفین یک قرارداد به عمل آمده است. اما می رسیم به واژه کلیدی عدالت. عدالت رعایت توافقاتی است که براساس قرارداد در برنامه درج شده است. لذا عدالت یک خروجی مانند برنامه، یا یک مایل استون، مانند توافق، نیست بلکه یک فرآیند است که تا انتهای پروژه در حال انجام می باشد. اندازه عدالت به میزان تفاوت بین آنچه به وقوع می پیوندد و آنچه که توافق شده به وقوع بپیوندد می باشد. به زبان پروژه کاران، عدالت همان تفاوت بین وضعیت واقعی (actual) و برنامه است. هر چه این تفاوت کمتر باشد، عدالت بیشتر جاری شده است و برعکس آن نیز صادق است. لذا برای اینکه بخواهیم راجع به عدالت دعوا کنیم که برقرار است یا نه، و اینکه سینه چاک کنیم که ما حامی عدالت هستیم، باید توجه کنیم که عدالت، فعل رعایت توافق است. بنابراین بدون داشتن توافقی، رعایت عدالت بی معناست. اول باید طرفین راجع به هر محدوده ای که مورد نظرشان است، مانند محدوده پروژه، به تفاهم رسیده و راجع به آن توافق نمایند؛ آنگاه در دوران پایش پروژه، در مقایسه آنچه اجرا شده با آنچه که توافق شده، به میزان گسترش عدالت و عدالت محور بودن طرفین پی خواهند برد.
در انتها از تمامی خوانندگان تقاضا دارم در صورت امکان نظرات خود را پیرامون تعاریف فوق اعلام نمایند تا شاید به نوعی اجماع برسیم. فکر می کنم که در این صورت می توانیم این واژگان را نیز در قالب واژگان و تعاریف کلیدی در هر قراردادی گذارده و نگرانی های خود را در مورد نحوه تعامل بین ذینفعان برطرف کنیم.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

9 توصیه از پیرترین میلیاردر جهان

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:04
امیرحسین ستوده بیدختی
9 توصیه از پیرترین میلیاردر جهان

دیوید راکفلر، بزرگترین میلیاردر جهان، در جشن تولد ۱۰۰ سالگیش گفتگویی با مجله فوربس انجام داده که در آن، درسهای مهم زندگیش را بیان می کند:

سود همیشه مهم است. چه در زندگی شخصی و چه در دنیای تجارت، همواره به دست آوردن سود و منافع است که باعث اشتغال، ثروت و قدرت بخشیدن به افراد می شود. اما در کنار سود، دو چیز دیگر هست که باعث می شود هزینه سنگینی را بابت آن بپردازید. روزی یک مشاور خانواده به من گفت طلاق گرفتن و وارد سیاست شدن، دو انتخابی است که برایت گران تمام خواهد شد. بنابراین اگر می خواهید هزینه نپردازید این دوکار را انجام ندهید.

تا آنجا که می توانید از محل کارتان دور شوید. من در طول زندگیم، حدود ۵ میلیون مایل مسافت هوایی را طی کردم که حدوداً به اندازه ۲۰۰ بار گشتن دور دنیاست. در این سفرها به ۱۰۳ کشور دنیا مسافرت کردم. تا آنجا که می توانید از محل کارتان خارج شوید.

اعتماد، رمز موفقیت است. من عقیده دارم بزرگترین انجمن های تجاری موفق دنیا بر پایه اعتماد، درک و وفاداری، پایه ریزی شده اند. این ویژگی ها دقیقاً از خصوصیات یک دوستی نزدیک شخصی است.

به نظر دیگران اهمیت ندهید. بعضی افراد تا حدودی بدبین و شکاک هستند. گاهی اوقات آنها تصور می کنند که هر چیزی که شما به دست آورده اید، در نتیجه اسم و رسمی است که داشته اید، و اهمیتی نمی دهند که شما برای رسیدن به این مرحله از پیشرفت تلاش کرده اید. در مقابل این گروه از افراد بی توجه باشید.

تضاد، جذابیت می آورد. با وجود اینکه من و همسرم از بودن کنار یکدیگر لذت می بریم اما هرکدام از ما سرگرمی ها و علایق مخصوص به خودمان را داریم که آنها را به صورت مستقل دنبال می کنیم. این راز ازدواج بلند مدت و شاد ماست. همواره برای خود سرگرمی ای داشته باشید که خود را با آن مشغول کنید.

پدر شدن، زندگی را متفاوت می کند. پدر شدن مرا با کمبودهایی که داشتم، آشنا کرد. این تجربه باعث شد نسبت به خصوصیات ذاتی پدرم و محدودیت هایی که برایم می گذاشت، احساس همدردی بیشتری داشته باشم و او را بهتر از گذشته درک کنم. تا آنجا که در توان دارید، بیشترین کاری را که می توانید به عنوان یک پدر بر عهده بگیرید، انجام دهید.

یک معلم خوب بیابید. علت اصلی علاقه وافرم به تاریخ را مدیون معلم کلاس ششم، خانم "المینا لوک"، هستم. در واقع او بود که گذشته را به وضوح برایم زنده کرد.

تأسف نخورید. پدربزرگ من هرگز نه نسبت به پدرم و نه نسبت به نوه هایش تأسف نخورد.

برای خود، سرگرمی بسازید. وقتی جوان بودم، یک واحد در رشته زیست شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک ها علاقه مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه ای داشتم که سوسک های مورد علاقه ام را داخل آن قرار می دادم.

(منبع: سایت پگاه سیستم)



دسته بندی کمک به دیگران از دیدگاه Heron

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:04
امیرحسین ستوده بیدختی
دسته بندی کمک به دیگران از دیدگاه Heron

در هر نقش و صنعتی، اکثر افراد هر روز در محل کار خود با افراد دیگری مواجه هستند که به کمک، پشتیبانی، مشورت یا تخصص آنها نیاز دارند. نحوه ارائه آن "کمک"، دقیقاً تعیین کننده میزان موفقیت آن است و بر روابط شما با فرد "کمک گیرنده" تأثیر می گذارد.
چهارچوب کاری John Heron مدلی را برای تجزیه و تحلیل نحوه ارائه کمک، فراهم می کند. در این مدل، شش گروه یا سبک برای کمک کردن، شناسایی شده است. مدل Heron دارای دو گروه اصلی است که هر یک، به سه گروه کوچکتر تقسیم می شود:

قدرتمندانه: یعنی شخص "کمک کننده" (که غالباً یک مدیر یا سرپرست است) اطلاعاتی می دهد که یا طرف مقابل را به چالش می کشد یا بیان می کند که او چه کاری را باید انجام دهد.
تجویزی: شما به صراحت با دادن توصیه و جهت، به طرف مقابل کمک می کنید.
آموزنده: شما برای آموزش و تعلیم طرف مقابل، اطلاعاتی به او می دهید.
تقابلی: شما اخلاق یا رفتار طرف مقابل را به چالش می کشید. این مورد را نباید با "مقابله تهاجمی" اشتباه بگیرید. این نوع "مقابله" مثبت و سازنده است؛ و به طرف مقابل کمک می کند که اخلاق و رفتاری را که ممکن بود نسبت به آن بی اعتنا باشد، مورد توجه قرار دهد.

تسهیل گرانه: یعنی شخص "کمک کننده" ایده ها، راه حل ها، اعتماد به نفس و غیره را از طرف مقابل بیرون می کشد تا به او کمک کند که به راه حل ها و تصمیمات خود دست یابد.
روان کننده: شما به طرف مقابل کمک می کنید که افکار و احساساتی را که قبلاً با آنها مواجه نشده بود، بیان کند و بر آنها غالب گردد.
کاتالیستی: به طرف مقابل کمک می کنید که برای خودش بیندیشد، کشف کند و یاد بگیرد. این، به او کمک می کند که در تصمیم گیری ها، حل مسائل و غیره، بیشتر به خود متکی باشد.
حمایتی: با تمرکز بر شایستگی ها، کیفیت ها و دستاوردهای طرف مقابل، اعتماد به نفس او را افزایش می دهید.

متخصصان آموزش و پرورش، بهداشت حرفه ای، و کسب و کار به طور گسترده ای از این مدل استفاده کرده اند. 


9 توصیه از پیرترین میلیاردر جهان

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:04
امیرحسین ستوده بیدختی
9 توصیه از پیرترین میلیاردر جهان

دیوید راکفلر، بزرگترین میلیاردر جهان، در جشن تولد ۱۰۰ سالگیش گفتگویی با مجله فوربس انجام داده که در آن، درسهای مهم زندگیش را بیان می کند:

سود همیشه مهم است. چه در زندگی شخصی و چه در دنیای تجارت، همواره به دست آوردن سود و منافع است که باعث اشتغال، ثروت و قدرت بخشیدن به افراد می شود. اما در کنار سود، دو چیز دیگر هست که باعث می شود هزینه سنگینی را بابت آن بپردازید. روزی یک مشاور خانواده به من گفت طلاق گرفتن و وارد سیاست شدن، دو انتخابی است که برایت گران تمام خواهد شد. بنابراین اگر می خواهید هزینه نپردازید این دوکار را انجام ندهید.

تا آنجا که می توانید از محل کارتان دور شوید. من در طول زندگیم، حدود ۵ میلیون مایل مسافت هوایی را طی کردم که حدوداً به اندازه ۲۰۰ بار گشتن دور دنیاست. در این سفرها به ۱۰۳ کشور دنیا مسافرت کردم. تا آنجا که می توانید از محل کارتان خارج شوید.

اعتماد، رمز موفقیت است. من عقیده دارم بزرگترین انجمن های تجاری موفق دنیا بر پایه اعتماد، درک و وفاداری، پایه ریزی شده اند. این ویژگی ها دقیقاً از خصوصیات یک دوستی نزدیک شخصی است.

به نظر دیگران اهمیت ندهید. بعضی افراد تا حدودی بدبین و شکاک هستند. گاهی اوقات آنها تصور می کنند که هر چیزی که شما به دست آورده اید، در نتیجه اسم و رسمی است که داشته اید، و اهمیتی نمی دهند که شما برای رسیدن به این مرحله از پیشرفت تلاش کرده اید. در مقابل این گروه از افراد بی توجه باشید.

تضاد، جذابیت می آورد. با وجود اینکه من و همسرم از بودن کنار یکدیگر لذت می بریم اما هرکدام از ما سرگرمی ها و علایق مخصوص به خودمان را داریم که آنها را به صورت مستقل دنبال می کنیم. این راز ازدواج بلند مدت و شاد ماست. همواره برای خود سرگرمی ای داشته باشید که خود را با آن مشغول کنید.

پدر شدن، زندگی را متفاوت می کند. پدر شدن مرا با کمبودهایی که داشتم، آشنا کرد. این تجربه باعث شد نسبت به خصوصیات ذاتی پدرم و محدودیت هایی که برایم می گذاشت، احساس همدردی بیشتری داشته باشم و او را بهتر از گذشته درک کنم. تا آنجا که در توان دارید، بیشترین کاری را که می توانید به عنوان یک پدر بر عهده بگیرید، انجام دهید.

یک معلم خوب بیابید. علت اصلی علاقه وافرم به تاریخ را مدیون معلم کلاس ششم، خانم "المینا لوک"، هستم. در واقع او بود که گذشته را به وضوح برایم زنده کرد.

تأسف نخورید. پدربزرگ من هرگز نه نسبت به پدرم و نه نسبت به نوه هایش تأسف نخورد.

برای خود، سرگرمی بسازید. وقتی جوان بودم، یک واحد در رشته زیست شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک ها علاقه مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه ای داشتم که سوسک های مورد علاقه ام را داخل آن قرار می دادم.

(منبع: سایت پگاه سیستم)



ارسال شده در:

دسته بندی کمک به دیگران از دیدگاه Heron

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:04
امیرحسین ستوده بیدختی
دسته بندی کمک به دیگران از دیدگاه Heron

در هر نقش و صنعتی، اکثر افراد هر روز در محل کار خود با افراد دیگری مواجه هستند که به کمک، پشتیبانی، مشورت یا تخصص آنها نیاز دارند. نحوه ارائه آن "کمک"، دقیقاً تعیین کننده میزان موفقیت آن است و بر روابط شما با فرد "کمک گیرنده" تأثیر می گذارد.
چهارچوب کاری John Heron مدلی را برای تجزیه و تحلیل نحوه ارائه کمک، فراهم می کند. در این مدل، شش گروه یا سبک برای کمک کردن، شناسایی شده است. مدل Heron دارای دو گروه اصلی است که هر یک، به سه گروه کوچکتر تقسیم می شود:

قدرتمندانه: یعنی شخص "کمک کننده" (که غالباً یک مدیر یا سرپرست است) اطلاعاتی می دهد که یا طرف مقابل را به چالش می کشد یا بیان می کند که او چه کاری را باید انجام دهد.
تجویزی: شما به صراحت با دادن توصیه و جهت، به طرف مقابل کمک می کنید.
آموزنده: شما برای آموزش و تعلیم طرف مقابل، اطلاعاتی به او می دهید.
تقابلی: شما اخلاق یا رفتار طرف مقابل را به چالش می کشید. این مورد را نباید با "مقابله تهاجمی" اشتباه بگیرید. این نوع "مقابله" مثبت و سازنده است؛ و به طرف مقابل کمک می کند که اخلاق و رفتاری را که ممکن بود نسبت به آن بی اعتنا باشد، مورد توجه قرار دهد.

تسهیل گرانه: یعنی شخص "کمک کننده" ایده ها، راه حل ها، اعتماد به نفس و غیره را از طرف مقابل بیرون می کشد تا به او کمک کند که به راه حل ها و تصمیمات خود دست یابد.
روان کننده: شما به طرف مقابل کمک می کنید که افکار و احساساتی را که قبلاً با آنها مواجه نشده بود، بیان کند و بر آنها غالب گردد.
کاتالیستی: به طرف مقابل کمک می کنید که برای خودش بیندیشد، کشف کند و یاد بگیرد. این، به او کمک می کند که در تصمیم گیری ها، حل مسائل و غیره، بیشتر به خود متکی باشد.
حمایتی: با تمرکز بر شایستگی ها، کیفیت ها و دستاوردهای طرف مقابل، اعتماد به نفس او را افزایش می دهید.

متخصصان آموزش و پرورش، بهداشت حرفه ای، و کسب و کار به طور گسترده ای از این مدل استفاده کرده اند. 


ارسال شده در:

مدیریت حجم کار تیم

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:03
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت حجم کار تیم

 
حجم کار فعلی تیم را بررسی کنید. شما فقط آنچه را که می دانید، می توانید مدیریت کنید. پس ابتدا ببینید دقیقاً چه افرادی در تیم شما هستند. سپس در یک ماتریس، زمان در دسترس بودن آنها را مشخص نمایید. با بررسی گزارش های مدیریت منابع، ببینید هر فرد بر روی چه فعالیت هایی کار می کند.

افراد با حجم کاری بالا را شناسایی کنید. یک قاعده مناسب، آن است که 80 درصد از وقت افراد به فعالیت ها تخصیص یابد و 20 درصد بقیه برای پاسخ دادن به تلفن، شرکت در جلسات، پاسخگویی به مشکلات فوری مشتریان، و مواردی از این قبیل در نظر گرفته شود. این 20 درصد باید در طول هفته پخش شود.

افراد با حجم کاری پایین را شناسایی کنید. ممکن است همه افراد همواره مشغول به نظر برسند، اما باید مطمئن شوید که تمامی افرادتان کار معنی داری برای انجام دادن دارند.

مهارت های افراد و غیبت های آنان از کار را به حساب آورید. در مورد تعطیلی ها با افرادتان صحبت کنید و مراقب باشید که در روزهای تعطیل، کاری را بر عهده آنان نگذارید. همچنین اطلاعات شما در مورد مهارت های افرادتان باید به روز باشد.

تخصیص های خود را تعدیل نمایید. در نهایت باید حجم کار افراد شناسایی شده در بندهای 2 و 3 را اصلاح کنید. برای این کار می توانید از نرم افزارهای مدیریت منابع نیز کمک بگیرید.


مدیریت حجم کار تیم

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:03
امیرحسین ستوده بیدختی
مدیریت حجم کار تیم

 
حجم کار فعلی تیم را بررسی کنید. شما فقط آنچه را که می دانید، می توانید مدیریت کنید. پس ابتدا ببینید دقیقاً چه افرادی در تیم شما هستند. سپس در یک ماتریس، زمان در دسترس بودن آنها را مشخص نمایید. با بررسی گزارش های مدیریت منابع، ببینید هر فرد بر روی چه فعالیت هایی کار می کند.

افراد با حجم کاری بالا را شناسایی کنید. یک قاعده مناسب، آن است که 80 درصد از وقت افراد به فعالیت ها تخصیص یابد و 20 درصد بقیه برای پاسخ دادن به تلفن، شرکت در جلسات، پاسخگویی به مشکلات فوری مشتریان، و مواردی از این قبیل در نظر گرفته شود. این 20 درصد باید در طول هفته پخش شود.

افراد با حجم کاری پایین را شناسایی کنید. ممکن است همه افراد همواره مشغول به نظر برسند، اما باید مطمئن شوید که تمامی افرادتان کار معنی داری برای انجام دادن دارند.

مهارت های افراد و غیبت های آنان از کار را به حساب آورید. در مورد تعطیلی ها با افرادتان صحبت کنید و مراقب باشید که در روزهای تعطیل، کاری را بر عهده آنان نگذارید. همچنین اطلاعات شما در مورد مهارت های افرادتان باید به روز باشد.

تخصیص های خود را تعدیل نمایید. در نهایت باید حجم کار افراد شناسایی شده در بندهای 2 و 3 را اصلاح کنید. برای این کار می توانید از نرم افزارهای مدیریت منابع نیز کمک بگیرید.


ارسال شده در:

انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:02
امیرحسین ستوده بیدختی
انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

هنگام انتخاب اعضای تیم هایی که از نظر جغرافیایی، در یک محل متمرکز نیستند، باید افرادی را برگزینید که برای چنین وضعیتی کیفیت های مناسب را دارا باشند. افرادی با کیفیت های زیر را جستجو نمایید:

خود انگیخته: اعضایی را برای تیم خود انتخاب کنید که میزان خود انگیختگی آنها بالاتر از حد متوسط باشد و تمایل داشته باشند که به طور مستقل کار کنند، نه کسانی که برای انجام کارشان به تشویق و توجه مداوم نیاز دارند.

دارای مهارت های ارتباطی خوب: ممکن است برای تماس رو در رو محدودیت وجود داشته باشد، پس افراد باید از مهارت های ارتباطی قوی برخوردار باشند، از جمله توانایی کار کردن با تکنولوژی های اینترنتی.

نتیجه گرا: شما به افرادی نیاز دارید که بخواهند اهدافی را برگزینند و به آنها برسند. آنها نباید از اینکه شاخص های کلیدی عملکردشان مورد ارزیابی قرار گیرد، ناراحت شوند.

صادق و دارای ذهن باز: شما نمی توانید اعضای تیمتان را از راه دور ببینید، بنابراین مجبورید به آنها اعتماد کنید که با مشکلات، پیشنهادها و سایر فیدبک های خود به شما مراجعه کنند. به همین دلیل، لازم است افرادی را انتخاب کنید که دارای شخصیتی باز و رُک و راست باشند.


انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:02
امیرحسین ستوده بیدختی
انتخاب افراد مناسب برای تیم هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده اند

هنگام انتخاب اعضای تیم هایی که از نظر جغرافیایی، در یک محل متمرکز نیستند، باید افرادی را برگزینید که برای چنین وضعیتی کیفیت های مناسب را دارا باشند. افرادی با کیفیت های زیر را جستجو نمایید:

خود انگیخته: اعضایی را برای تیم خود انتخاب کنید که میزان خود انگیختگی آنها بالاتر از حد متوسط باشد و تمایل داشته باشند که به طور مستقل کار کنند، نه کسانی که برای انجام کارشان به تشویق و توجه مداوم نیاز دارند.

دارای مهارت های ارتباطی خوب: ممکن است برای تماس رو در رو محدودیت وجود داشته باشد، پس افراد باید از مهارت های ارتباطی قوی برخوردار باشند، از جمله توانایی کار کردن با تکنولوژی های اینترنتی.

نتیجه گرا: شما به افرادی نیاز دارید که بخواهند اهدافی را برگزینند و به آنها برسند. آنها نباید از اینکه شاخص های کلیدی عملکردشان مورد ارزیابی قرار گیرد، ناراحت شوند.

صادق و دارای ذهن باز: شما نمی توانید اعضای تیمتان را از راه دور ببینید، بنابراین مجبورید به آنها اعتماد کنید که با مشکلات، پیشنهادها و سایر فیدبک های خود به شما مراجعه کنند. به همین دلیل، لازم است افرادی را انتخاب کنید که دارای شخصیتی باز و رُک و راست باشند.


ارسال شده در:

3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

گاهی اوقات مدیر پروژه، انتظاراتی بسیار بالاتر از آنچه کارفرمایان و حامیان مالی در نظر دارند، را تصور می کند. در بسیاری از موارد، مدیر پروژه به سراغ کارفرما می رود تا پاسخ پرسش های خود را برای تعریف پروژه بیابد، اما کارفرما تمامی اطلاعات مورد نیاز را ندارد. این اتفاق همواره رخ می دهد و به این معنا نیست که کارفرما نمی داند آنها چه می کنند. در بسیاری از موارد، خصوصاً در پروژه های بزرگ، کارفرما چشم اندازی از نتایج پایانی در ذهن دارد، اما نمی تواند دیدگاه خود را به صورت اهداف، اقلام قابل تحویل و محدوده پروژه بیان نماید.
برای زمانی که شما اطلاعات زیادی در مورد طبیعت پروژه ندارید، سه رویکرد وجود دارد:
افزایش دادن دامنه برآورد، بر اساس عدم قطعیت: اگر از شما خواسته شود که هزینه، مدت زمان و تلاش مورد نیاز را برآورد کنید، بر اساس عدم قطعیت موجود، دامنه ای را با حدود بالا و پایین تعیین کنید، مثلاً %15-/+ .

شکستن کار به پروژه های کوچکتر: حتی اگر نتوان نتایج نهایی را به وضوح تعریف کرد، باید بتوان بخشی از کار را بخوبی تعریف نمود، که به نوبه خود به اطلاعات مورد نیاز برای نتیجه نهایی منجر خواهد شد. بنابراین، یک گزینه مناسب، آن است که کار را، بر اساس اطلاعات موجود، به یک سری پروژه های کوچکتر بشکنید.

آشکار کردن جزئیات همراه با پیشرفت پروژه: اگر مجاز به شکستن پروژه نیستید، حداقل باید آنقدر اطلاعات داشته باشید که بتوانید برای 90 روز آینده، برنامه تهیه کنید. در این رویکرد، برنامه ریزی دقیق و با جزئیات را برای کوتاه مدت انجام می دهید؛ در پایان هر ماه که برنامه را بازنگری می کنید، جزئیات یک ماه دیگر را به برنامه می افزایید.



هوش هیجانی چیست؟

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
هوش هیجانی چیست؟

همه ما دارای شخصیت های مختلف، خواسته ها و نیازهای مختلف، و شیوه های مختلف برای نشان دادن احساسات خود هستیم. مرور تمامی اینها به درایت و هوش و ذکاوت نیاز دارد، خصوصاً اگر امیدوار باشیم که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنیم. این، جایی است که هوش هیجانی اهمیت می یابد.
هوش هیجانی عبارت است از توانایی اینکه احساسات خود را تشخیص دهید، درک کنید که این احساسات به شما چه می گویند و دریابید که احساسات شما چه تأثیری بر اطرافیانتان دارد. همچنین، درک شما از دیگران را نیز شامل می شود: هنگامی که دریابید آنها چه احساسی دارند، بسیار مؤثرتر می توانید روابط خود را مدیریت نمایید.

افرادی که دارای سطح بالایی از هوش هیجانی هستند، معمولاً در اکثر کارهایی که انجام می دهند، موفقند. چرا؟ زیرا افرادی هستند که دیگران مایلند در تیم آنها باشند؛ اگر ایمیلی ارسال کنند، پاسخ می گیرند؛ و زمانی که به کمک نیاز دارند، آنرا دریافت می کنند. از آنجا که این افراد حس خوبی در دیگران ایجاد می کنند، بسیار آسانتر از کسانی که بسادگی خشمگین یا ناراحت می شوند، زندگی را سپری می نمایند. 


3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
3 رویکرد هنگامی که حامی مالی نمی تواند پروژه را به طور کامل تعریف کند

گاهی اوقات مدیر پروژه، انتظاراتی بسیار بالاتر از آنچه کارفرمایان و حامیان مالی در نظر دارند، را تصور می کند. در بسیاری از موارد، مدیر پروژه به سراغ کارفرما می رود تا پاسخ پرسش های خود را برای تعریف پروژه بیابد، اما کارفرما تمامی اطلاعات مورد نیاز را ندارد. این اتفاق همواره رخ می دهد و به این معنا نیست که کارفرما نمی داند آنها چه می کنند. در بسیاری از موارد، خصوصاً در پروژه های بزرگ، کارفرما چشم اندازی از نتایج پایانی در ذهن دارد، اما نمی تواند دیدگاه خود را به صورت اهداف، اقلام قابل تحویل و محدوده پروژه بیان نماید.
برای زمانی که شما اطلاعات زیادی در مورد طبیعت پروژه ندارید، سه رویکرد وجود دارد:
افزایش دادن دامنه برآورد، بر اساس عدم قطعیت: اگر از شما خواسته شود که هزینه، مدت زمان و تلاش مورد نیاز را برآورد کنید، بر اساس عدم قطعیت موجود، دامنه ای را با حدود بالا و پایین تعیین کنید، مثلاً %15-/+ .

شکستن کار به پروژه های کوچکتر: حتی اگر نتوان نتایج نهایی را به وضوح تعریف کرد، باید بتوان بخشی از کار را بخوبی تعریف نمود، که به نوبه خود به اطلاعات مورد نیاز برای نتیجه نهایی منجر خواهد شد. بنابراین، یک گزینه مناسب، آن است که کار را، بر اساس اطلاعات موجود، به یک سری پروژه های کوچکتر بشکنید.

آشکار کردن جزئیات همراه با پیشرفت پروژه: اگر مجاز به شکستن پروژه نیستید، حداقل باید آنقدر اطلاعات داشته باشید که بتوانید برای 90 روز آینده، برنامه تهیه کنید. در این رویکرد، برنامه ریزی دقیق و با جزئیات را برای کوتاه مدت انجام می دهید؛ در پایان هر ماه که برنامه را بازنگری می کنید، جزئیات یک ماه دیگر را به برنامه می افزایید.



ارسال شده در:

هوش هیجانی چیست؟

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:01
امیرحسین ستوده بیدختی
هوش هیجانی چیست؟

همه ما دارای شخصیت های مختلف، خواسته ها و نیازهای مختلف، و شیوه های مختلف برای نشان دادن احساسات خود هستیم. مرور تمامی اینها به درایت و هوش و ذکاوت نیاز دارد، خصوصاً اگر امیدوار باشیم که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنیم. این، جایی است که هوش هیجانی اهمیت می یابد.
هوش هیجانی عبارت است از توانایی اینکه احساسات خود را تشخیص دهید، درک کنید که این احساسات به شما چه می گویند و دریابید که احساسات شما چه تأثیری بر اطرافیانتان دارد. همچنین، درک شما از دیگران را نیز شامل می شود: هنگامی که دریابید آنها چه احساسی دارند، بسیار مؤثرتر می توانید روابط خود را مدیریت نمایید.

افرادی که دارای سطح بالایی از هوش هیجانی هستند، معمولاً در اکثر کارهایی که انجام می دهند، موفقند. چرا؟ زیرا افرادی هستند که دیگران مایلند در تیم آنها باشند؛ اگر ایمیلی ارسال کنند، پاسخ می گیرند؛ و زمانی که به کمک نیاز دارند، آنرا دریافت می کنند. از آنجا که این افراد حس خوبی در دیگران ایجاد می کنند، بسیار آسانتر از کسانی که بسادگی خشمگین یا ناراحت می شوند، زندگی را سپری می نمایند. 


ارسال شده در:

نقش های مدیریتی مینتزبِرگ (Mintzberg)

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
06:00
امیرحسین ستوده بیدختی
نقش های مدیریتی مینتزبِرگ (Mintzberg)

مدل نقش های مدیریتی مینتزبِرگ 10 نقش اساسی را برای مدیران برمی شمارد:

دست نشانده
رهبر
رابط
مبصر
مروج
سخنگو
کارآفرین
رسیدگی کننده به آشوب و هرج و مرج
تخصیص دهنده منابع
مذاکره کننده
هنگامی که قصد دارید مهارت های مدیریتی خود را توسعه و بهبود دهید، می توانید مدل نقش های مدیریتی مینتزبِرگ را به عنوان یک چهارچوب مرجع، مورد استفاده قرار دهید.
به عنوان یک اولویت، بر روی نقش هایی کار کنید که بیشتر اوقات آنها را ایفا می کنید. به یاد داشته باشید که لزوماً نباید تمامی نقش ها را به عنوان بخشی از کار خود، اجرا نمایید. 


فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر مدیریت


فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر مدیریت,مقالات و مسائل آب و فاضلاب، محیط زیست
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب است. ||