تبلیغات
فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر ایده

درحال مشاهده: فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر ایده


ادعونی
اهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

آناتومی ایده های میلیون دلاری

یکشنبه 15 اسفند 1395
09:04
امیرحسین ستوده بیدختی
آناتومی ایده های میلیون دلاری

Greg Isenberg را می شناسید؟ او قبل از 25 سالگی، سه کسب و کار را فروخته بود. آیزنبرگ تفاوت میان یک ایده و یک ایده میلیون دلاری را دریافته بود. در واقع او می گوید: "ایده هایی که پتانسیل تبدیل شدن به کسب و کارهای موفق در مقیاس بزرگ و با سرمایه گذاری های حمایتی را دارند، همگی دارای یک آناتومی هستند". او معتقد است که تمامی ایده های میلیون دلاری موفق، در سه صفت مشترکند:

    نمی توانید جهان را بدون آن تصور کنید. شما باید آنقدر ایده خود را باور داشته باشید که نخواهید در جهانی بدون آن زندگی کنید.

    ایده شما، از زمان شکل گیری تا تولد، باید بالغ باشد. حتی قبل از آنکه یک نمونه آزمایشی را مورد آزمون قرار دهید، باید بازار را بسنجید و مشتریان بالقوه را پیدا کنید. اگر نتوانید به گونه ای ایده خود را به وضوح به پول تبدیل کنید، نخواهید توانست سرمایه مورد نیاز را، که برای حیات اکثر ایده های میلیون دلاری ضروری است، به دست آورید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



آناتومی ایده های میلیون دلاری

یکشنبه 15 اسفند 1395
09:04
امیرحسین ستوده بیدختی
آناتومی ایده های میلیون دلاری

Greg Isenberg را می شناسید؟ او قبل از 25 سالگی، سه کسب و کار را فروخته بود. آیزنبرگ تفاوت میان یک ایده و یک ایده میلیون دلاری را دریافته بود. در واقع او می گوید: "ایده هایی که پتانسیل تبدیل شدن به کسب و کارهای موفق در مقیاس بزرگ و با سرمایه گذاری های حمایتی را دارند، همگی دارای یک آناتومی هستند". او معتقد است که تمامی ایده های میلیون دلاری موفق، در سه صفت مشترکند:

    نمی توانید جهان را بدون آن تصور کنید. شما باید آنقدر ایده خود را باور داشته باشید که نخواهید در جهانی بدون آن زندگی کنید.

    ایده شما، از زمان شکل گیری تا تولد، باید بالغ باشد. حتی قبل از آنکه یک نمونه آزمایشی را مورد آزمون قرار دهید، باید بازار را بسنجید و مشتریان بالقوه را پیدا کنید. اگر نتوانید به گونه ای ایده خود را به وضوح به پول تبدیل کنید، نخواهید توانست سرمایه مورد نیاز را، که برای حیات اکثر ایده های میلیون دلاری ضروری است، به دست آورید.

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management



ارسال شده در:

70:20:10 چیست؟

پنجشنبه 2 دی 1395
10:39
امیرحسین ستوده بیدختی
70:20:10 چیست؟

این مدل، تعادل ایده آل میان شیوه های مختلف یادگیری و توسعه در محل کار را تشریح می کند:

    70 درصد به وسیله "تجربه"، از طریق انجام وظایف روزمره، چالش ها و ممارست
    20 درصد به وسیله "در معرض قرار گرفتن"، از طریق آموزش های اجتماعی، چه حضوری چه آنلاین
    10 درصد به وسیله "آموزش"، از طریق آموزش رسمی، از جمله دوره های آموزشی

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


تحقیقاتی که از دهه 60 میلادی آغاز شده، نشان می دهد که یادگیری خارج از دوره های آموزشی رسمی، خصوصاً یادگیری های خودگردان غیر اجباری، هم متداول است و هم مؤثر. با این حال، اکثر کارفرمایان ارزشی برای آن قائل نیستند، آنرا به رسمیت نمی شناسند و از آن پشتیبانی نمی کنند.
70:20:10 علیرغم عنوان ریاضی آن، فرمولی نیست که برای موفقیتی خاص لازم باشد به دقت دنبال گردد، بلکه نشان دهنده وزنی است که به هر یک از شیوه های یادگیری باید داده شود. هدف این مدل، تشویق رهبران، مدیران و اعضای تیم آنهاست به اینکه آموزش و توسعه را به عنوان یک بخش اصلی از نقش های روزمره خود ببینند، نه یک چیز اضافی و اختیاری که فقط دپارتمان L&D انجام می دهد.
در عین حال، 70:20:10 به این معنا نیست که سازمان ها باید برنامه های آموزشی رسمی خود را رها کنند. در عوض، می توانند این برنامه ها را مجدداً به گونه ای طراحی نمایند که کارکنان از طریق ترکیبی از روش ها، و با کمک مدیران و همکارانشان، به اهداف توسعه خود دست یابند. 
برچسب ها:قانون ،ایده ،70:20:10 ،

70:20:10 چیست؟

پنجشنبه 2 دی 1395
10:39
امیرحسین ستوده بیدختی
70:20:10 چیست؟

این مدل، تعادل ایده آل میان شیوه های مختلف یادگیری و توسعه در محل کار را تشریح می کند:

    70 درصد به وسیله "تجربه"، از طریق انجام وظایف روزمره، چالش ها و ممارست
    20 درصد به وسیله "در معرض قرار گرفتن"، از طریق آموزش های اجتماعی، چه حضوری چه آنلاین
    10 درصد به وسیله "آموزش"، از طریق آموزش رسمی، از جمله دوره های آموزشی

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


تحقیقاتی که از دهه 60 میلادی آغاز شده، نشان می دهد که یادگیری خارج از دوره های آموزشی رسمی، خصوصاً یادگیری های خودگردان غیر اجباری، هم متداول است و هم مؤثر. با این حال، اکثر کارفرمایان ارزشی برای آن قائل نیستند، آنرا به رسمیت نمی شناسند و از آن پشتیبانی نمی کنند.
70:20:10 علیرغم عنوان ریاضی آن، فرمولی نیست که برای موفقیتی خاص لازم باشد به دقت دنبال گردد، بلکه نشان دهنده وزنی است که به هر یک از شیوه های یادگیری باید داده شود. هدف این مدل، تشویق رهبران، مدیران و اعضای تیم آنهاست به اینکه آموزش و توسعه را به عنوان یک بخش اصلی از نقش های روزمره خود ببینند، نه یک چیز اضافی و اختیاری که فقط دپارتمان L&D انجام می دهد.
در عین حال، 70:20:10 به این معنا نیست که سازمان ها باید برنامه های آموزشی رسمی خود را رها کنند. در عوض، می توانند این برنامه ها را مجدداً به گونه ای طراحی نمایند که کارکنان از طریق ترکیبی از روش ها، و با کمک مدیران و همکارانشان، به اهداف توسعه خود دست یابند. 
ارسال شده در:
برچسب ها:قانون ،ایده ،70:20:10 ،

ایده را باید فروخت

سه شنبه 30 شهریور 1395
12:20
امیرحسین ستوده بیدختی
ایده را باید فروخت

شما اگر بهترین ایده ها و نظریه ها را داشته باشید ولی موفق به فروش آنها به بازار نشوید، مجبور خواهید شد علاوه بر تحمل سَرخوردگی، هزینه های تولید آنها را نیز بپذیرید. این رابطه تنها در فرآیندهای تولیدی و بنگاه داری حاکم نیست؛ موقعیت های بسیاری از همین رویه پیروی می کنند و شاید بتوان این فرضیه را یک اصل دانست. در پروژه ها نیز همین گونه است. شما احساس می کنید که موضوعی که در چنته دارید، مبتنی بر قرارداد و توافقاتی است که با طرف مقابل خود کرده اید؛ اما به هنگام مباحثه، قافیه را می بازید و مجبور به قبول کردن تصمیماتی خواهید شد که کاملاً متضاد با توافقات قبلی بوده اند. در این بین، عده ای ممکن است مسئولیت این فاجعه را به گردن زورگویان و زورمداران بیندازند که البته بیراهه نیست. اما آیا هیچگونه مسئولیتی بر عهده شما نیست؟ آیا قصور شما در برگزاری مباحثه مؤثر و مبتنی بر منطق، این توان را به طرف مقابل شما نداده است که حرف خود را برکرسی نشاند؟ درست است که دلیل عمده شکست خوردگان در مجادله های قراردادی، به اصطلاح بر هم زدن قوانین بازی از سوی طرف مقابل است؛ اما باید بخشی از این مسئولیت را متوجه افرادی دانست که توان متقاعد کردن و به هدف رساندن توافقات را نداشته اند. توجه کنید بحث من بر سر اجرای توافقات است و نه رسیدن به توافقات. فرض بر این است که شما با زورگویانی در طرف مقابل خود مواجه شده اید که علیرغم توافقات قبلی قائل به رعایت آنها نبوده و پا را حتی فراتر گذاشته، ادعاهایی تازه تر دارند. ادعای من این است که شما نیز در تولید خروجی غیرمنطقی این فرآیند، مقصرید و باید مسئولیت این قصور را بپذیرید. تا زمانی که این مسئولیت پذیرفته نشود، نمی توان این ضعف را برطرف نمود.
آیا موضع اتمی ما به حق است؟ نمیدانم که به حق است یا نه، اما تا آنجا که اطلاعات و اخبار را مرور می کنیم، می بینم که بر اساس توافقات و قوانین بین المللی است. لذا می توان ادعا کرد که موضع اتمی ما درست است. اما همین موضع درست و قابل قبول برای مردم دنیا این روزها به عنوان معضلی برای ما مطرح است. یا باید دست از حقوق خود، که بر اساس توافقات بین المللی تعریف شده است و هر جامعه ای علی الظاهر در بهره بردن از آن محق است، دست برداریم و یا اینکه ریسک و تهدید جنگ را بپذیریم. اولی باعث سرافکندگی و دومی باعث اضطراب و شاید تخریب خواهد شد. سرافکندگی برای یک ملت چیزی نیست که بتوان از زیر فشار آن برای چندین نسل خارج شد. تخریب و جنگ هم جای خود را دارد که برای ما تصور آن ملموس است. اما یک سؤال مطرح است: چه شد که به این مرحله رسیدیم؟ مگر نه اینکه در یک برهه با سازمان بین المللی انرژی اتمی به توافق رسیدیم که براساس مدالیته مشخص به پنج سؤال آنان پاسخ گوییم و موضوع خاتمه یافته تلقی گردد؟ و مگر آقای مدیرکل سازمان در نامه ای که مورد رنج دولت های زورگو شد، اعلام نکرد که موضوعات از نظر سازمان، شفاف شده است؟ پس چه شد که باز بعد از گذشت پنج سال از آن تاریخ، اینک ریسک و تهدید فزونی یافته؟ آخر چه شده است که علیرغم اینکه شانزده سازمان جاسوسی آمریکا متفق القولند که ایران برنامه نظامی هسته ای را دنبال نمی کند، اما سیل تحریم ها و توهین ها نثار ما می گردد؟ بله زورگویان می خواهند قاعده بازی را بر هم بزنند اما تصور اینکه آنها در هر زمانی می توانند این عمل را به انجام برسانند، تنها توجیه بی عرضگی ماست.
مهمترین عرصه جنگ های امروز عرصه افکار عمومی است. آنجایی که مردم دنیا یا بهتر گفته باشم مردم جوامع مؤثر در روابط بین الملل، نظرات خود را پیرامون موضوعات مختلف انعکاس می دهند. آیا می توان تصور کرد که آنانی که می خواهند قواعد بازی را بر هم بزنند، بدون اینکه زمینه را نزد افکار عمومی آماده کرده باشند به این کار اقدام ورزند؟ در این عرصه، ما چه کرده ایم؟ ضعیف ترین بازیکنان ممکن را به مهمترین موضوع یعنی ارتباط با مردم گمارده ایم. آنانی که حتی قادر نیستند به زبانی که روابط برقرار می شود، تکلم کنند؛ کسانی که فاقد کاریزمای لازم جهت برقراری ارتباط هستند و بدون حضور مترجم نمی توانند مباحث کلیشه ای را عرضه کنند. دستگاه دیپلماسی ما مقصر است. شما قضاوت کنید و از خود بپرسید که چرا کشوری مانند آفریقای جنوبی امروز باید مراوده بانکی خود را با ما قطع کند؟ آیا این همان کشوری نیست که در زمان جنگ برای آزاد شدن از آپارتاید، پول هنگفتی از ایران می گرفت؟ آیا امام (ره) به محض شروع کار جمهوری اسلامی دستور قطع صادرات نفت را به نظام آپارتاید صادر نکرد؟ در آن هنگام هیچ نوع تحریم بین المللی علیه آپارتاید برقرار نبود و تنها حس آزادمردی آن آزادمرد بود که منجر به این امر شد. ما رقابت در افکار عمومی را در آفریقای جنوبی و هند و برزیل باخته ایم. مسئول این فاجعه ها کیست؟ ما بازرگانان سیاسیی را برای فروش افکار و ایده هایمان برگزیده ایم که جز اجاره خانه های لوکس و کار چاق کنی، عرضه دیگری ندارند. حرف ما، ایده ما، پیام ما، درست و براساس قوانین و توافقات و عرف بین الملل است. اگر بابت این دسته از فعالیت ها مورد هجوم هستیم، باید ابتدا به خودمان نگاه کنیم. بپرسیم اگر رهبر انقلاب خطبه دوم نماز جمعه را به زبان عربی می خوانند، به چه دلیل است؟ چرا ایشان به فارسی قرائت نکردند تا شنوندگان نیز ترجمه آن را بخوانند؟ آیا به غیراز این است که لحن پیام از زبان رهبری برای شنوندگان مشخص، طنین دیگری دارد که هیچ ترجمانی قادر به شبیه سازی آن نیست؟ برای افکار عمومی آمریکا و انگلیس و غربی ها و شرقی ها و روس ها و اعراب، باید پیام را مستقیماً خارج از دستان پلید الجزیره و العربی و بی بی سی به گوش آنان رساند. در یک کلام، کار ارتباط با افکار عمومی را، که همان فروش ایده ها و مواضعمان است، به دست کاردانان این عرصه بسپارید. جنگ افزار این عرصه منطق، کلام گویا، و ارتباط مؤثر با مردم است. شما را به خدا دریابید. در جایی که بر سر عزل وزیر امور خارجه در داخل کشور به هم رحم نمی کنیم، یکی نپرسید و تفحص نکرد که اثرگذاری وزیر محترم در افکار عمومی چگونه بوده است؟ امروز ملت ما جبران بی عرضگی دستگاه دیپلماسی را می کند و اگر نبود حضور جمعیت انبوه و یکپارچه در نقاط حساس زمانی، تنها خدا می داند که جایگاه ما امروز چه می بود. آقایان اگر(تعارف ایرانی) فروش بلد نیستید (که نیستید) بازار عظیم افکار عمومی را ترک کنید، چه شما با سرمایه ما به قمار رفته اید و هر آن خوف ورشکستگی از بی تدبیری شما مضطربمان می کند.

 مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management




برچسب ها:ایده ،

رقابت ایده ها

پنجشنبه 11 شهریور 1395
09:41
امیرحسین ستوده بیدختی
رقابت ایده ها

رقابت ایده ها، فرآیند ساده ای است که برای حل خلاقانه مسائل مورد استفاده قرار می گیرد و شامل سه مرحله است:

    چالش نوآورانه: این مرحله با طرح یک مسئله آغاز می گردد. اولین گام، تبدیل این مسئله به یک عبارت کوتاه چالش برانگیز است، مانند: "به چه روش هایی می توانیم ... ؟"، "چگونه می توانیم ... ؟" یا " چه انواعی از ... ؟". این عبارت، جمله ای منفرد است که افراد را به ارائه راه حل های پیشنهادی ترغیب می نماید.
    همکاری در تولید ایده ها: در این مرحله، زمان تولید ایده ها فرا می رسد. طی این مرحله، ایده ها در یک محیط باز دوستانه ایجاد و ارائه می شود. دریافت فیدبک از جانب مدیریت می تواند مفید باشد و باعث تشویق و پرورش تفکر خلاق گردد. در این مرحله هیچ ایده ای نباید مورد ارزیابی قرار گیرد.
    ارزیابی: در این مرحله ایده ها باید طوری مرتب شوند که بتوان تعیین نمود کدام ایده با بالاترین احتمال، بیشترین سودآوری راخواهد داشت. بدین منظور ایده ها یک به یک به نزد متخصصان ارسال می شود و آنها هر ایده را با مجموعه ای از معیارها مقایسه کرده، به آنها امتیاز می دهند. همچنین از این متخصصان درخواست می شود تا نظرات خود را برای بهبود ایده ها و رفع نقاط ضعف آنها ارائه دهند.

 مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management


    اجرا: پس از رقابت ایده ها، مهم اجرای ایده های خلاقانه تولید شده است. خلاقیت، بدون اجرای ایده ها به نوآوری تبدیل نخواهد شد.


برچسب ها:رقابت ایده ،رقابت ،ایده ،

فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر ایده


فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب - مطالب ابر ایده,مقالات و مسائل آب و فاضلاب، محیط زیست
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به فرآیندهای تصفیه آب و فاضلاب است. ||